|
|
دعا و رنج |
 |
|
شايد در کنار پنجره ات بنشيني و عابران را نظاره کني و آن گاه شايد راهبه اي را ببيني که در دست راست تو گام مي زند و زن بدکاره اي را که در دست چپ تو گام مي زند. و شايد در سادگي خويش بگوئي : "چقدر اين يکي شريف است و آن ديگري وضيع" و اگر چشمانت را ببندي و گوش فر دهي ، صدائي را خواهي شنيد که در اثير چنين زمزمه ميکند "يکي مرا در دعا مي جويد و ديگري در رنج . و در روح هر يک سايباني براي روحم وجود دارد"
(جبران خليل جبران) |
|
|
|
|
|
| |
|
چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 |
|
راز خوشبختی |
 |
راز خوشبختی لبخند زدن به دیگران است
و آرام کردن آنها وقتی که اندوهگینند
همانگونه که شمع ، در اتاقی با دیوارهای سپید بهتر می درخشد
خوشبختی مانیز وقتی از انعکاس لبخند دیگری به ما میرسد
در خشان تر است.
" دائو "
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
کاش |
 |
|
کاش آلیس بودم در سرزمین عجایب تا همه چیز فقط عجیب بود نه وحشت انگیز ،
کاش در تیمارستان بودم و در میان دیوانگان تا در میان این بی خردان ،
کاش در جنگل بودم و در میان حیوانات تا در میان این انسانهای حیوان صفت
"شیوا" |
|
|
|
|
|
| |